ادامه با تلگرام!

پیرو نظرات و درخواست های ارزشمند شما خوانندگان گرامی و همیشه همراه این وبلاگ و پرسش از چرایی عدم روزآمد شدن نوشته ها که بی تردید ناشی از مشغله زیاد و چه بسا کوتاهی من بوده است، اجازه می خواهم از شما دعوت کنم برای پیگیری مطالب علمی به کانال تلگرامی بپیوندید و ضمن مطالعه نقادانه نوشتارها، من و سایر همکاران و دوستان خود را از نظرات گرانبهای خود بهره مند سازید. 

آدرس کانال تلگرامی به قرار ذیل است:

https://t.me/joinchat/AAAAAD5XIvxbJjWZoxlP-g

 

کمپینی برای احقاق حقوق همیشه ضایع شده!

چندی ست اخباری در مورد تصمیم شورای عالی بیمه به منظور کاهش تعرفه های متخصصین بیهوشی به گوش می رسد. از آنجا که این گروه از متخصصین همواره کمترین عدول از موازین قانونی و اخلاق صنفی را داشته اند، این تصمیم با آنچه طرح تحول در پی آن بود، یعنی برقراری عدالت بین رشته ای در تناقض آشکار است. روا نیست که اینگونه برداشت شود که به عده ای که پیش تر دریافتی های نامتعارف از بیماران داشته اند امتیازی داده شده و گروهی که به پاکدستی شهره بوده اند مورد بی مهری واقع شده اند.

به همین منظور همکاران من در یک اقدام ملی کمپینی را تدارک دیده اند که در کمتر از نصف روز نزدیک به نهصد امضا از متخصصین بیهوشی سراسر کشور را ذیل خود دیده است که در نوع خود برای چنین اقدامی در یک گروه تخصصی کم سابقه و کم نظیر است.

از این روی متن این درخواست برای اطلاع شما خواننده همیشگی این وبلاگ تقدیم می شود:

بسمه تعالی
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
جناب آقای روحانی

با سلام

احتراماً نامه ی حاضر درددل جمع کثیری از پزشکان متخصص بیهوشی و مراقبت های ویژه میباشد به حضور شما كه رياست دولت تدبیر و اميد می باشيد، تا شايد به یاریتان عدالت به رشته مظلوم بیهوشی و مراقبتهای ویژه جريان يابد و اندكي دلهاي خسته متخصصين این رشته ی سراسر استرس آرام گیرد.

كاش گهگاه به اتاق عمل ها سر ميزديد تا با متخصص بيهوشی و كارهايش بيشتر آشنا ميشديد.

كسی كه مسوليت اتاق عمل با وی بوده و در صورت هرگونه حالت بحران يا اورژانسی مسوليت رهبری تيم احيا را به عهده دارد و بدليل مسوليت خطيری كه در ارتباط با احيا بيماران و مادران باردار و نوزادان پرخطر دارد هميشه تحت فشار و استرس از يكطرف و مسايل قانونی و مشكلات ديگر از سوی ديگر ميباشد.

اما متاسفانه اين قشر از تخصص پزشكی كه تقريبا تمام ساعات كاری خود را در بیمارستان و اتاق عمل و ای سی یو سپری ميكند از عدالت بين رشته ای برخوردار نبوده و با وجود کمی درآمد نسبت به حجم کاری ومسئولیتی بالا بازهم تحت فشار بيمه هاي درماني است. بیمه ها دائماً به طرز غیر کارشناسانه ای در حال كسر کردن از همین مبالغ ما ميباشند و اخيرا شايعاتی از سوي شورای عالی بيمه شنيده ميشود كه تصميم دارند همین تعرفه غیر عادلانه متخصصین بيهوشی را مجدداً كاهش دهند.

سوال اینجاست که آیا اگر در شرایط کمبود بودجه، آموزش و پرورش فقط حقوق معلم ادبیات یا ریاضی را کم کند، صحیح است؟

و دیگر اینکه چرا باید جهت کمبود بودجه طرح تحول از دستمزد پزشکان که فقط 18% از هزینه کل طرح است، کسر شود؟ چرا هزینه عدم مدیریت و هزینه القایی در اقلام مصرفی را باید پزشک بدهد؟

لازم به ذکر است درآمد متخصص بيهوشي با وجود تبعیضهای فعلی تحت فشار غیرعلمی سنگين بيمه بوده و اين موجب دلسردی و تشویش ذهنی جمع ٤٠٠٠ نفری متخصصين بيهوشی سراسر كشور شده است که میتواند ناخواسته منجر به اختلال در امر درمان بیماران دردمند شود و قطعاً مسئولیت عواقب این مورد، متوجه شورای عالی بیمه سلامت خواهد بود.

متخصصین بیهوشی کشور در جهت رعایت عدالت بین رشته ای امید دارند که نه تنها کاهشی در تعرفه های فعلی صورت نگیرد بلکه این تعرفه ها به نوعی هماهنگ با مدلهای رایج در ممالک مترقی افزایش نیز یابد. لذا از حضرتعالی خواهشمنديم به تدبیری جلوی اين بی عدالتی را بگيريد.

با تشکر فراوان

سربازان گمنام نظام سلامت

جمعی از متخصصین بیهوشی کشور

 

متخصصین بیهوشی و بی مهری در تعرفه گذاری

فصل بهار که می شود همه در فکر نو کردن ها هستند و دور ریختن کهنه ها!

قشر پزشک اما در این میان بی‌شباهت به هیچ قشر و صنف دیگری نگران بی‌مهری تصمیم سازان در افزایش تعرفه متناسب با تورم جامعه!
دراین‌بین اما برخی پزشکان به هر دلیل هماره و همیشه کمتر از دیگر همکاران خود دیده می‌شوند و گاه حتی به دید طفیلی به آنها نظر می‌کنند و مرغ عزا و عروسی می‌شوند.
ناگفته پیداست که منظور سخن، متخصصین آنستزیولوژی و مراقبت‌های ویژه هستند.
بیهوشی و مراقبت‌های ویژه نه در ایران که در همه دنیا رشته نوپا و نوبنیادی ست. از بیش از هزار سال قبل که نخستین اعمال جراحی انجام‌شده‌اند، بیهوشی و بی‌دردی بیماران بر عهده خود جراحان بوده است اما پیشرفت‌های روزافزون طب و پیچیدگی جراحی‌های موردنیاز در برخی بیماران، بسان بسیاری دیگر از شاخه‌های علم موجب استقلال آنستزیولوژی شد تا به لطف وجود افراد متخصص و متبحر در این رشته جراحان فرصت انجام جراحی‌های پیچیده و طولانی را پیدا کنند بی‌آنکه برای بیماران ناراحتی و دردی بیش‌ازپیش ایجاد شود. 
نقش متخصصین بیهوشی به‌قدری حیاتی و تعیین‌کننده است که هیچ مرکز درمانی و بیمارستانی ساعتی و حتی دقیقه‌ای بدون وجود یک متخصص بیهوشی نمی‌تواند به تداوم اعتبار و کیفیت خدمات درمانی خود مطمئن باشد و در حضور یک متخصص بیهوشی خیال مسئولین درمان و دیگر جراحان آسوده می‌شود و با طیب خاطر روز خود را آغاز می‌کنند.
ناگفته پیداست که این‌گونه به نقش حیاتی یک گروه از پزشکان متخصص پرداختن به معنی نفی و کمرنگ کردن دیگر شاخه‌ها نیست و تنها یادآوری نقش گروهی از پزشکان است که بی‌دریغ و با کمترین تجهیزات و امکانات همواره در تلاش برای مهیا ساختن بهترین فرصت‌های درمانی بوده‌اند برای سایر همکاران و بیماران خود.
پای درد دل قدیمی‌های این صنف که بنشینید بسیار از نامهربانی‌هایی خواهند گفت که طی این سال‌ها بر آنها رفته و حجب و حیا مانع شده از دم برآوردن و شکوه کردن!
اما طرح تحول که آمد امید دوباره‌ای آورد برای گروه‌های کمتر دیده‌شده پزشکان و بیمارانی که در سیستم پیشین با یک بیماری گاه عنان اقتصاد زندگی خود را از دست می‌دادند. همان امید به عدالت که در بین اقشار فهیم اما کم‌بضاعت مردم پدید آمد در پزشکان برخی رشته‌های تخصصی مهجور چون بیهوشی هم ایجاد شد. متخصصین بیهوشی که پابه‌پای سایر همکاران متخصص خود سال‌های تحصیل را با رنج و مرارت و با کسب دانش بی‌پایان و رو به رشد، گذرانده بودند و این راه را برای ادامه خدمتگزاری انتخاب کرده بودند امیدوار شدند به برقراری عدالت بین‌رشته‌ای تا شاید قدری از تنش و اضطراب هرلحظه ایشان جبران شود و به جایگاهی که در همه کشورهای پیشرفته و رو به توسعه برای امثال آنان قائل‌اند در سرزمینی که مردمانش به پیشینه تاریخی و فرهنگی خود می‌بالند دست یابند.
یادم هست روز نخستی که با همه شناخت و با همه عشق و علاقه وارد این رشته شدم، رئیس گروه محترم که از پیشکسوتان این رشته بودند همکاران خود را پاک دست‌ترین پزشکان این مرزوبوم خواندند و به این پاک دستی مفتخر دانستند خود و دیگر متخصصین بیهوشی را که همه‌سال‌های گذشته کمترین موارد لغزش مالی و دریافت مبالغ غیرمتعارف را داشته‌اند و همیشه بیش از هر گروه تخصصی دیگری در کنار مسئولین درمان به تسکین آلام و دردهای مردمان این سرزمین همت گمارده‌اند.
جراح محوری در سطح تصمیم‌گیرندگان تعرفه و ناآشنائی کارشناسان وزارتی و بیمه بااهمیت و جایگاه جهانی این رشته نوپا سبب شده در همین مدت کوتاه پس از طرح تحول نیز دم دست‌ترین و آسیب‌پذیرترین تعرفه‌ها در زمان رویکردهای صرفه جویانه، تعرفه بیهوشی و مراقبت‌های بیهوشی باشد؛ تعرفه‌هایی که گاه برای برخی خدمات حتی پرخطر "صفر" و گاه نزدیک به هیچ منظور شده است.
برای افراد آشنا رجوع به فصول سوختگی و جراحی‌های ارتوپدی کتاب تعرفه را پیشنهاد می‌کنم و گذراندن یک روز کاری در یکی از این بخش‌ها با متخصصین همیشه هوشیار و بیدار بیهوشی!
بگذریم از بومی‌سازی روز نخست کتاب مرجع تعرفه در ایران که ترجمه سلیقه‌ای بوده است از کتاب معروف کالیفرنیا که در همان ابتدا با کدخدامنشی گروهی از فرهیختگان همین مرزوبوم به زیاد بودن تعرفه بیهوشی در ممالک دیگر پی برده و از تکرار این اشتباه برای همیشه در ایران‌زمین جلوگیری شده است!
امروز اما متخصصین بیهوشی و مراقبت‌های ویژه با گنجینه قوی از مهارت‌های بالینی روزآمد دنیا و کوله باری از علم و با کمترین تجهیزات بهترین شرایط را برای همکاران دیگر شاخه‌های طب فراهم می‌کنند و چشم بیماران دردمند و مراقبت‌های ویژه به دستان ایشان است که از درد و بحران رهایی یابند و روزهای خوش زندگی را در کنار عزیزان خود از سر گیرند.
امید که تصمیم سازان و مسئولین درمان قدر و منزلت این از سربه‌زیرترین و کم‌توقع‌ترین متخصصین را بیش‌ازپیش بدانند.
این مقاله در روزنامه سپید هفدهم اسفند 95 نیز چاپ شده است.

ظرایف خواب شب قبل از عمل در کودکان!

اگر تاکنون تجربه‌ای از همراهی کودک خود در اتاق عمل داشته باشید، قطعا نگرانی‌های بسیاری در مورد بیهوشی و مخاطرات احتمالی آن و مسائل پیرامونی دیگر، ذهن شما را به خود مشغول ساخته و دوره پراضطرابی را برای شما پدید آورده است.

یکی از مسائل مورد توجه کارکنان درمان و از نگرانی‌ها و پرسش‌های روزمره مادران، خوابیدن با کودک (co-sleeping) و سهیم شدن در تخت او (bed sharing) است. این دو واژه معمولا به جای یکدیگر استفاده می‌شوند، اما واقعیت این است که این دو، بیانگر مفاهیم جداگانه‌ای هستند. وقتی سخن از خوابیدن با کودک مطرح می‌شود، راه‌های متفاوتی از بودن در کنار کودک در هنگام خواب او مطرح می‌شود که لزوما به معنی سهیم شدن در تخت او نیست! به عبارت دیگر مادر می‌تواند در نزدیکی کودک خود بخوابد اما از تخت او استفاده نکند.

برای خواندن متن کامل مقاله در روزنامه سپید اینجا را کلیک بفرمایید.

و برای خواندن از سایت انجمن آنستزیولوژی و مراقبت های ویژه اینجا را کلیک کنید.

ادامه نوشته

قبل از جراحی سیگار را کنار بگذارید!

اگر شما سیگار می‌کشید، تردیدی نیست که به معضلات سلامت ناشی از آن، از بیماری‌های قلبی گرفته تا آسم و سرطان ریه آگاه هستید. شاید این خوشایند شما نباشد اما چاره‌ای نیست جز اینکه گفته شود به آنچه پیش از این در مذمت سیگار می‌دانستید، عوارض جراحی را هم اضافه کنید.

برای خواندن متن کامل از روزنامه سپید روز شنبه دهم مهر ماه اینجا را کلیک کنید.

 

 

ادامه نوشته

سخن های تازه برای بیماران سوخته!

روز ششم مهر ماه در روزنامه سپید مقاله ای منتشر شد که دانسته های قبلی ما را از مایع درمانی بیماران دچار سوختگی به چالش می کشید.

خوانش ادامه این مطلب را که ترجمه خلاصه واری است از یکی از مقالات آخرین شماره مجله Anesthesia & Analgesia به همه علاقمندان پیشنهاد می کنم.

 

 

ادامه نوشته

انتشار معرفی راهنمای ملی ترانسفیوژن در روزنامه سپید

راهنمای ملی انتقال خون یکی از معدود دستورالعمل های ملی تخصصی در زمینه پزشکی است که با مشارکت گسترده انجمن های علمی تخصصی و با همکاری سازمان انتقال خون ایران به رشته تحریر درآمده تا با نزدیک کردن آرا و نظرات متخصصین گرایش های گوناگون پزشکی، همگرایی مطلوبی را به اندازه توان خود در راستای استفاده به جا و شایسته خون و فرآورده های آن فراهم آورد تا از این طریق هم خطرات ناخواسته متوجه بیماران نشود و هم منابع محدود به شایستگی مدیریت گردند.
امید که همکاران ما فارغ از انتقادات وارد بر این نخستین تلاش، هم به اهداف والای این حرکت سازنده توجه کنند و هم راهنمای موجود را به کار گیرند و در عمل و در بالین آن را به نقد بنشینند.

هرچند پیش تر نیز این راهنمای در همینجا معرفی شده بود اما انتشار خبر و معرفی در روزنامه تخصصی سپید بهانه ای شد برای تاکید دوباره و تکرار تقاضای نقد اثر.

برای دسترسی به مقاله منتشر شده در روزنامه سپید از آدرس ذیل استفاده فرمایید.

http://sepidonline.ir/d/1395/06/24/

 

پاسخنامه تشریحی بورد 94 منتشر شد.

کتاب مرور تحلیلی شصت و دومین آزمون دانشنامه تخصصی بیهوشی و مراقبت های ویژه امروز منتشر شد.
پیش تر نسخه الکترونیکی (PDF) کتاب در کانال تلگرامی Anesthesia Review قابل دسترسی بود که همچنان هم هست.

اما برای خرید نسخه چاپی لطفا با آقای افشار توزیع کننده کتاب های من به شماره 09355150189 تماس بگیرید تا کتاب برای شما ارسال شود.

تدوین نخستین گایدلاین انتقال خون

با تصمیم وزارت محترم بهداشت و درمان و همت دبیر وقت انجمن بیهوشی، جناب آقای دکتر سلیمی و تلاش و همکاری صمیمانه سازمان انتقال خون طی سال های 93 تا 94 کار سترگ تهیه و تدوین نخستین دستورالعمل کشوری انتقال خون و فرآورده های آن به انجام رسید.
آنچه امروز به محضر شریف پزشکان این مرز و بوم تقدیم می شود، دستاورد تلاش یک تیم منسجم و حاصل رایزنی با انجمن های علمی تخصصی مختلف است که امید می رود در این حوزه مهم از دانش به کاهش چالش های بالینی و ارتقاء خدمات ارائه شده به بیماران کمکی هرچند اندک بنماید.
بی تردید این نخستین نیز به سان بسیاری دیگر از کارهای اولین، عاری از نقص و کاستی نیست و هیچ کس به قدر پزشکان باتجربه و دانشمند ایرانی نمی تواند به کامل تر شدن این نسخه بومی کمک کند.
پس یاری گر ما باشید در ادامه این راه و برای دستیابی به بهترین؛ چرا که طبیب ایرانی شایسته بهترین است!

شما می توانید این اثر را از سایت انجمن بیهوشی به آدرس http://iranesthesia.org/2013 دانلود فرمایید.

آیا ممکن است ما طی بیهوشی عمومی به آنچه می گذرد آگاه شویم؟

اگر قرار است که شما یک جراحی عمده چون تعویض مفصل زانو یا جراحی فقرات داشته باشید، به احتمال زیاد این جراحی برای شما طی بیهوشی عمومی انجام خواهد شد که انتظار می رود به عدم هوشیاری شما طی اینگونه اقدامات منجر شود. اما ندرتا بیماران طی بیهوشی عمومی، آگاه یا هوشیار می شوند در حالیکه دیگران در اتاق عمل آن ها را بیهوش می پندارند. چنین رخداد نادری آگاهی طی بیهوشی یا آگاهی با وجود بیهوشی خوانده می شود.

ادامه مطلب را از لینک های ذیل در روزنامه سپید و یا سایت انجمن بیهوشی و مراقبت های ویژه ایران بخوانید.

از روزنامه سپید؛ رجوع به صفحه سیزده

از سایت انجمن

مدیریت درد و بیهوشی

    در چند روز اخیر مقاله ای در روزنامه سپید نوشتم در مورد "مدیریت درد" و ارتباط آن با بیهوشی. خواندن این مقاله را برای عموم خوانندگان توصیه می کنم. همینطور پیشنهاد می کنم به همکاران متخصص بیهوشی که از آن برای آشنا ساختن بیماران خود با قابلیت های موجود استفاده کنند باشد که دردمندی با همت متخصصین این مرز و بوم کمتر متحمل درد و رنج شود.

    برای خواندن این مقاله که طی روزهای ششم و هفتم شهریور ماه در روزنامه سپید منتشر شده است به صفحات سیزده هر دو شماره (که نسخه کامل آن ها در لینک های ذیل قابل دریافت است) مراجعه فرمایید.

بخش نخست

بخش دوم 

شما همچنین می توانید مطلب کامل را در سایت انجمن آنستزیولوژی و مراقبت های ویژه ایران هم بخوانید. 

لینک مستقیم مقاله در سایت انجمن بیهوشی

 

رونمایی از سایت انجمن بیهوشی کشوری

    بالاخره سال ها انتظار سر آمد و با تغییر در ساختار ارکان هیئت مدیره محترم انجمن بیهوشی، امکان ارتقاء کیفی سایت انجمن مهیا شد.
    زین پس همه تلاش و زمان آزاد خود را ان شاء الله برای سایت خواهم گذاشت تا در کنار آقای دکتر سعید صفری، مرد شماره یک IT انجمن در این روزها، سایتی پربار و درخور منزلت صنف خود داشته باشیم.
    از این روی از شما همکاران، دستیاران و هوشبران امروز و آینده دعوت می کنم در سایت اینترنتی جامعه خود عضو شوید تا از مزایای آن بهره مند گردید. 

برای ورود به سایت انجمن اینجا را کلیک بفرمایید. 

Isovaline؛ داروی ضددرد آینده!

    دیرزمانی نیست که از معرفی داروی dexmedetomidine و اعجاز آن در طب و آنستزی نوین سخن های بسیار رانده شده است. به خاطر دارم که استاد سعید مالک، عصر حاضر را "عصر دِکس" می نامیدند و نوید می دادند که در آینده، بسیار بیشتر از این دارو خواهیم شنید. در این مورد من هم به عنوان کوچکترین شاگرد استاد، تردیدی ندارم؛ اما آنچه امروز مرا به یاد آن سخنان و روزهای شیرین دستیاری انداخت، شنیدن نام داروی نوپدیدی بود که این بار نه به سان دکسمدتومیدین در مرکز (CNS)، که در محیط اثرات بی دردی بی نظیری دارد که با گذر از مخدرها نوید آینده ای پربار و کم خطر را برای آنستزی با داروهای درون وریدی می دهد. 

 

    این دارو که یک nonbiogenic amino acid کوچک است،  Isovaline نام دارد که به راحتی از BBB عبور نمی کند و با اثر بر گیرنده های GABA-B محیطی اثرات ضددرد خود را به ویژه در همراهی پروپوفول برای ایجاد یک general anesthesia نشان می دهد.

 

    Isovaline ساختاری به سان آمینواسیدهایی چون GABA و glycine دارد که هر دو میانجی های اصلی مهاری در CNS هستند. این آمینواسید حتی در مدل های موشی استئوآرتریت با مهار احساس درد در غشاء سینویال زانو، توانسته در بازیابی تحرک موش های بیمار موثر باشد.

 

    این دارو در فرودست سیستم سیکلواکسیژناز که NSAID ها به مهار آن می پردازند، اثر می کند؛ از این روی اثرات ناخواسته ای که با NSAID ها دیده می شود (چون تحریک سیستم گوارشی) در استفاده از این دارو رخ نمی دهد.

 

    نیک بهتر از من می دانید که آمیزه پروپوفول و یک ضددرد مخدری امروزه به طور گسترده برای ایجاد یک  procedural sedation به عنوان TIVA یا همان Total IV Anesthesia مورد استفاده قرار می گیرد. اما استفاده از اپیوئیدها به دلیل ایجاد دپرسیون تنفسی که نخستین دلیل مرگ ناشی از استفاده از این داروها ست، هماره همراه با اضطراب بوده است. به این ترتیب معرفی Isovaline بعنوان یک داروی ضد درد با عبور ناچیز از BBB می تواند راه پرامید و کم خطری را برای دستیابی به یک جایگزین موثر و بی خطر برای اپیوئیدها در همراهی با پروپوفول در ایجاد آنستزی نوید دهد.

 

    در مطالعه ای که به تازگی (2015 December) و در Anesthesia & Analgesia منتشر شده، Whitehead و همکارانش داروی جدید Isovaline را در همراهی پروپوفول به منظور ایجاد بیهوشی عمومی و conscious sedation در موش ها به کار بردند و به این نتیجه رسیدند که حاشیه امنیت  propofol-isovaline به طور قابل ملاحظه ای بیش از propofol-fentanyl است. به این ترتیب این مطالعه آمیختن یک داروی ضددرد محیطی را با یک هیپنوتیک موثر در CNS به منظور ایجاد بیهوشی عمومی تائید کرده، رویکرد جدیدی را به بیهوشی عمومی بالینی و conscious sedation پدید آورده است.

 

    در برخی مقالات دیگر حتی پا از این هم فراتر نهاده شده و به اثرات ضدتشنج و کاربرد این دارو در درمان درد مزمن نیز تاکیدشده است.

 

    در هر حال گزافه نگفته ایم اگر Isovaline را ضددرد آتی (Next Analgesic) بنامیم؛ آنچنانکه Martin در همان شماره از مجله معتبر A&A و در مقاله دیگری نامید!

 

مرجع:

 

(Anesth Analg. 2015 Dec; 121 (6

یک باور متزلزل!

به تازگی و در شماره اخیر مجله معتبر BJA مقاله ای منتشر شده است که برخی باورهای همیشگی ما را در مورد پروپوفول به چالش می کشد.

 

    در مقاله ای با عنوان "No evidence for contraindications to the use of propofol in adults allergic to egg, soy or peanut" که در نخستین شماره سال 2016 مجله British Journal of Anesthesia منتشر شده است، گروهی از پژوهشگران دانمارکی از Danish Anaesthesia Allergy Centre (DAAC) دانشگاه Copenhagen  با مطالعه بر روی 273 بیمار دچار واکنش های مضنون به آلرژیک پیرامون عمل دریافتند که ارتباطی بین آلرژی به پروپوفول و آلرژی به تخم مرغ، سویا یا بادام زمینی وجود ندارد و عملکرد کنونی ما در انتخاب جایگزینی برای پروپوفول در بیماران دارای اینگونه آلرژی های غذایی هیچ مدرک قابل استناد علمی ندارد.

 

    پروپوفول دیرزمانی است که دلیل بالقوه واکنش های آلرژیک در بیماران دچار آلرژی به تخم مرغ، سویا یا بادام زمینی پنداشته می شود؛ چرا که فرمولاسیون کنونی مورد استفاده از این دارو دارای امولسیونی است که egg lecithin و soybean oil را در بر می گیرد. با این وجود غیر از شش گزارش موردی هیچ مدرکی که به تائید این همراهی بپردازد، وجود نداشته است.

 

عاریه ای از یک نوشته خارجی!

یک روش کاربردی برای تعیین برخی اندازه های مورد نیاز و متداول در کودکان!

You decided to intubate a child and wisely remembered that you should also follow with an NG/ OG after intubation to decompress the stomach. In order to avoid the blank stare when asked "what size"? Here's a nice mneumonic about Pediatric "tube" sizes... easy as 1-2-3-4!!! Please note ETT = endotracheal tube size.

  (ETT * 1 = (age/4) + 4 (formula for uncuffed tubes
  ETT * 2 = NG/ OG/ foley size
  ETT * 3 = depth of ETT insertion
  (ETT * 4= chest tube size (max, e.g. hemothorax
So for example, a 4-year-old child would get intubated with a 5-0 ETT inserted to depth of 15 cm (3x ETT), a 10Fr NG/OG/foley (2x ETT), and a 20Fr chest tube (4x ETT).

Also, remember that you can use cuffed tubes in any child except neonates but the formula needs to be adjusted as follows: cuffed endotracheal tube ID (mm) = (age/4) + 3.5

گذری بر اداره بیهوشی در بیماران CRF

    گاهی اوقات و در فعالیت حرفه ای روزمره، به مواردی از بیماران برمی خوریم که نیاز به دانسته هایی اجمالی و کاربردی به منظور اداره بیهوشی و مراقبت های ویژه در ICU دارند؛ با این نگرش سعی خواهم کرد در چند مطلب متوالی برای شما اسلایدهایی را از برخی بیماری های شایع تر در بیمارانی که برای جراحی های گوناگون و عمدتا غیرمرتبط با بیماری زمینه ای خود مراجعه می کنند، گردآوری کنم و ارائه دهم.

امیدوارم که مفید واقع شود.

    در لینک ذیل شما مختصری از بایدها و نبایدهای مدیریت بیهوشی در بیماران دچار بیماری مزمن کلیوی (CRF) را خواهید یافت.

 برای دریافت اسلایدها اینجا را کلیک کنید.

وای به روزی که بگندد نمک!

دوستان و خوانندگان محترم کتاب "رموز بیهوشی"

سلام

گاهی باید برخی حرف های گذشته را تکرار کرد و به بازخوانی تاریخ پرداخت؛ اما پیش تر اجازه دهید به نکته مهم تری بپردازم و سپس شما را با برخی عجایب کمتر شناخته شده روزگار آشنا کنم!

    همه پرسش های آزمون بورد اخیر مورد بررسی کارشناسانه چند تن از دوستان شما قرار گرفت که طی سال گذشته با تکیه بر این کتاب به کارزار بورد 94 شتافتند؛ و باز همچنان به مانند سال قبل "رموز" موفق از بوته آزمایش به در آمد و همه پرسش های طرح شده از میلر با این مجموعه چهارجلدی قابل پاسخگویی بود؛ اما در این میان انتقاداتی نیز مطرح است که اجازه می خواهم خود در مقام نخستین منتقد به یکی از مهمترین های آن ها بپردازم!

    همچنان که پیش تر نیز نوشته بودم، خواندن رموز به آن هایی که فرصت کوتاهی تا بورد دارند و چند ماهی بیشتر برای آن زمان در نظر نگرفته اند، توصیه نشده و نمی شود. همواره به این دوستان پیشنهاد کرده ام از کتاب هایی که در قالب بانک سوال نوشته می شوند و چند موسسه نیز اقدام به نشر آن ها کرده اند، استفاده کنند. خواندن رموز بیش از همه به آن هایی کمک کرد و خواهد که بر آن باشند که با توشه ای از علم و نه با اتکا به دانستن ناشی از پاسخ پرسش های سال های قبل، وارد کارزار فعالیت حرفه ای شوند و یا بخواهند در زمره رتبه دارهای آزمون قرار گیرند. تردیدی نیست که آن گروه از همکارانی که به هر دلیل تنها به پذیرش در این آزمون فکر می کنند و به گونه ای در صدد آزمودن "بخت" خود هستند، بهتر است از همان جزواتی استفاده کنند که با همین هدف و انگیزه نگاشته شده است. یادمان باشد بورد فراموش شدنی است و آنچه می ماند معلوماتی است که طی سال های رزیدنتی و بیش از همه در سال خوانش برای بورد فرا گرفته ایم. اگر این آموخته ها تنها پاسخ تشریحی پرسش های سال های قبل باشد، شما تنها می توانید پاسخگوی موارد مشابه باشید و برای پاسخ دادن به شرایط جدید و درک شایسته از وضعیت بالینی بیماران خود، نیاز به منبعی ساختارمند و دارای چارچوب علمی برای مطالعه خواهید بود که بتواند کمک کننده باشد.

    اما نکته مرتبط با تیتر این پست در مورد شیطنت های مغرضانه انتشارات ت... !

    پیش تر قصد پرداختن به جزئیات اختلافات عمیق خود با سیاست های این ناشر نداشتم؛ اکنون نیز دون شان خوانندگان این وبلاگ می دانم که به تفصیل به آنچه بر رموز و من گذشته است اشاره کنم؛ همین اندازه بدانید که هرگز و هرگز در مورد تهیه متمم رموز و تطابق با کتاب 2015 قراردادی با این ناشر نداشته ام و اگر تفاهم ابتدایی شفاهی بوده است، هرگز و هرگز مقید به زمانی محدود نبوده؛ چه کتابی که طی 3 سال و چند ماه نگاشته می شود برای روزآمد شدن به زمانی طولانی نیاز خواهد داشت و این کار اگر از منظر رفع تکلیف و کسب سود برای ناشر نباشد، در چند ماه انجام پذیر نیست. در زمان عقد قرارداد اولیه چاپ کتابی که "تایپ شده" تحویل ناشر شد و ناشر تنها هزینه چاپ آن را متقبل گردید (و تا به امروز طبق اظهارات صفحه آرا به ایشان نیز بدهکار است!) تفاهم اولیه حاصل شد که اگر منبع طرح سوال برای آزمون بورد سال بعد یعنی شهریور 94 تغییر یافت، کتابی تحت عنوان متمم رموز بیهوشی برای دستیاران سال چهار تهیه و روانه بازار شود؛ اما آنچنان که می دانید چنین نشد و مرجع طرح پرسش های بورد همان رموز ویراست اول ماند که ماند؛ البته ناگفته نماند که علت چنین تعهد کلامی برای بورد سال 94 هم کنکاشی بود که خود کردم و با مکاتبه با ناشر اصلی (Elsevier) از زمان ارائه نسخه چاپی در بازار جهانی مطلع شدم و اطمینان یافتم تغییر رفرانس میسر و قانونی نخواهد بود!

    با همه این احوالات متوجه شدم که ناشر نه چندان پاک دست و به زعم تفکر خودبزرگ بین خود، نمونه، اقدام به نشر ادعای کذب تعهد اینجانب در مورد تهیه متمم "تا پایان سال 93" کرده است؛ که بی شک اگر مستندی  در تائید آن وچود داشت، این ناشر پرحاشیه از هر ابزار قانونی و فراقانونی برای جبران آنچه ضرر و زیان عنوان می کند، فروگذار نمی کرد.

 

    در پایان لازم می دانم مراتب شرمساری خود در قبال کودکانی که قرار بود حق التالیف پرداخت نشده پاسخنامه آخرین کتاب مشترک من و این ناشر به آن ها اختصاص یابد، اعلام کنم و از شما خواننده فرهیخته دعوت کنم که زین پس از همین طریق پیگیر خبرهای خوش همراهی گروه نوپای همکار من برای کمک به شما درآزمون بورد 95 با عناوین و تالیفات جدید باشید.

 

فنيل كتونوري (Phenylketonuria)

 

  • فنيل كتونوري نمونه ابتدایی اختلالات مربوط به متابولیسم غیرطبیعی اسیدهای آمینه است.
  • در اين بيماري فنیل آلانین در نتیجه کمبود آنزیم فنیل آلانین هیدروکسیلاز تجمع می‌یابد.
  • ویژگی‌های بالینی اين اختلال شامل عقب ماندگی ذهنی و تشنج است.
  • پوست ممکن است نسبت به آسیب ناشي از فشار و یا اصطکاک ایجاد شده توسط مواد چسبناك، حساس و آسیب پذیر باشد.
  • همچنین، این بیماران به احتمال زیاد دچار کمبود ویتامینB12  نيز هستند؛ به ویژه به دليل رژيم سخت‌گیرانه اي كه بايد رعايت نمايند. در صورت وجود اين كمبود، احتمالا باید از مصرف نيتروس اکسید اجتناب شود.
  • این بیماران همچنین ممکن است حساسیت بیشتری به ناركوتيك ها داشته باشند.

در بیماران دچار پورفیری حاد کدام داروهای بیهوشی بی خطر تلقی می شوند!

در روند بیهوشی بیماران دچار پورفیری حاد باید از مصرف هوشبرهایی چون Etomidate و باربیتورات ها و داروهای ضد دردی چون پنتازوسین، کتورولاک و فناستین اجتناب کرد؛ در مورد استفاده از شل کننده های عضلانی در این بیماران نگرانی وجود ندارد. همچنان که اپیوئیدها در این بیماران بی خطر دانسته می شوند، آنتاگونیست های آن ها (Naloxone) نیز خطری ندارند. از میان دیگر داروها نیز استفاده از Nifedipine توصیه نمی شود!

علت غیبت تحمیلی!

دوستان گرامی و همراهان همیشگی!

مدتی طولانی است که بلاگفا به دلایل گوناگون دچار اختلال در سرویس دهی شده است و به همین دلیل چند ماهی است پست جدیدی را در اینجا نخوانده اید؛ اما امروز که ظاهرا اختلالات مرتفع شده، بسیاری از پست های این اواخر به ویژه ناپدید شده اند. 

در مجموع هم از این طریق و هم از طریق سایت انجمن تهران همچنان و تا آنجا که امکانات اجازه دهد در خدمت شما خواهم بود.

به بهترین پایان امیداوارانه بیاندیش و برای بدترین، آماده باش!

دقیقا تا همین چند هفته قبل که کار نگارش پاسخنامه تشریحی سوالات بورد 92 به پایان رسید، تصور می کردم که پاسخ صحیحی که به هر دو سوال مقاله دادم تنها به دلیل مطالعه تفریحی اما مستمر مقالات مروری مجلات A&A و BJA بوده است! اما واقعیت از این قرار است که سوال دوم از مقاله ای با عنوان Failed epidural: causes and management انتخاب شده که در یکی از کلاس های روز دوشنبه توسط همکار خوبمان آقای دکتر صفدری ارائه شده بود که سند آن هم موجود است! (لینک پست خبری).

به هر حال این را برای یادآوری عرض کردم تا دوستان اهمیت کلاس های روز دوشنبه و نعمت کم نظیری را که دارند، بیش از پیش بدانند؛ که یقین دارم بهتر از من می دانند.

موفق و پیروز باشید!   

"رموز" فقط و فقط برای "امتحان" است!

امروز بعد از مدت ها با یکی از دوستان رزیدنت صحبت می کردم که تعریف او ضمن نظرات نقادانه و منصفانه اش به کتاب "رموز"، قدری نگرانم کرد.

همانطور که قبلا به دفعات و همینطور در مقدمه کتاب نوشته ام، نه این کتاب و نه هیچ کتاب یا نوشته دیگری جایگزین کتاب مرجع نیست. این اثر همانطور که از نام آن پیدا ست تنها یک گایدلاین و یک ابزار برای مطالعه سریع تر مطالبی است که شما قبلا در کتاب مرجع مطالعه کرده اید. به عبارت بهتر این کتاب در بهترین حالت به شما اجازه می دهد بهتر و ساده تر از عهده مدیریت زمان در ایام امتحان برآیید. بنابراین اتکا به "رموز" و مرجع قرار دادن آن هرچند باعث افتخار من به عنوان دوست و همکار شما ست اما شایسته نیست و هرچند همچنان آن را برای "آزمون ها" کافی و جامع می دانم اما برای آموختن اینگونه نبوده و نیست!

البته برای راحتی خیال شما لازم است این گزارش مختصر را عرض کنم که همه سوالات طرح شده از کتاب بیهوشی میلر در دوره اخیر بورد با این کتاب قابل پاسخگویی بود مگر در یک مورد که از همان مواردی بود که در مقدمه هم اشاره کردم که ارزش نکته مجزا شدن نداشت و قطعا توسط هر داوطلب آزمون بورد که چهار سال پرکتیس بیهوشی لازمه آن است، قابل پاسخگویی بوده است؛ البته شرح مفصل تر را در کتاب پاسخنامه آزمون شصتم دانشنامه که به زودی روانه بازار می شود، خواهید یافت. این را هم که در مقدمه آورده ام باز اضافه می کنم که اگر قرار بود سطر به سطر کتاب مرجع ترجمه و یا همه نکات ریز و درشت آن ترجمه و جمع آوری شود، مثنوی هفتاد من می شد و تعداد صفحات از 2400 و اندی به سه، چهار یا پنج هزار می رسید و ... . 

و ذکر این نکته را نیز لازم می دانم که من تنها و تنها مترجم نکاتی از کتاب میلر بوده ام که به زعم خود مهم می دانستم؛ بنابر این پاسخ به مفاهیم را از اساتید گرانقدر خود بخواهید و از یک "مترجم" تنها تسلط بر معادل یابی واژه های انگلیسی پزشکی را طلب کنید و بس!

برنامه دو روز آتی بازآموزی

پنج شنبه ٨ تا ١٣ كنفرانس تازه هاي ترانسفيوژن
دبير علمي برنامه: دكتر عليرضا سليمي
پنج شنبه ١٤ تا ١٩ كنفرانس پيشگيري ودرمان VTE
دبير علمي برنامه: دكتر قيامت
جمعه ٨ تا ١٣ مديريت راه هوايي
دبير علمي برنامه: دكتر سعيد مالك ( كليه سخنرانان اعضاء هيئت علمي شهيد بهشتي)
جمعه ١٤ تا ١٩ كنفرانس آنستزي و بيماري هاي همراه
دبير علمي برنامه: دكتر قرايي ( كليه سخنرانان اعضاء هيئت علمي شهيد بهشتي)

توصیه می کنم این فرصت گرانبها رو از دست ندید دوستان!

با تشکر از دوست خوبم، جناب آقای دکتر نصیری مقدم.

پاسخنامه تشریحی آزمون بورد 92؛ به سبک جدید!

    کار نگارش پاسخنامه آزمون بورد 92 به روزهای پایانی خود نزدیک می شود؛ هرچند کار صفحه آرائی و مقدمات چاپ و ... خود زمان بیشتری خواهد برد، اما از هم اکنون از شما دعوت می کنم برای دسترسی به سوالات آزمون سال قبل خرید این کتاب را در برنامه های خود قرار دهید.

ان شاالله قرار است عواید مادی این اثر (حق التالیف) به درمان بیماران نیازمند بخش تازه تاسیس مراقبت های ویژه اطفال بیمارستانی که در آن مشغول به کار هستم اختصاص یابد. بنابر این از هیچ تلاشی برای زودتر آماده شدن کتاب و نیز فروش بیشتر آن کوتاهی نخواهم کرد؛ ان شاالله!

در ضمن جلد چهارم رموز هم آماده شد؛ دوستان طی روزهای آتی نسخه خود را از آقای دکتر شفیعی دریافت نمایند.

و البته من همچنان منتظر نظرات ارزشمند شما بزرگواران هستم که هم در متمم این مجموعه پس از ارائه ویراست هشتم از سوی ناشر اصلی "بیهوشی میلر" آورده شود و هم در برنامه های آتی سرلوحه کارهایم قرار گیرد.

برای یادآوری! (از کتاب رموز امتحانی بیهوشی)

    در مورد واکنش های همولیتیک ناشی از انتقال خون به نکات ذیل توجه فرمایید؛

•          شایع ترین دلیل مرگ و میر ناشی از انتقال خون، TRALI است.

•          در میان مرگ های ناشی از واکنش های همولیتیک حاد، موارد ناشی از ناسازگاری ABO از همه شایع تر بوده اند.

•          اشتباهات منجر به ناسازگاری ABO در بیشتر موارد پس از ارسال توسط بانک خون رخ داده است.

•          پیش از دادن یک فرآورده خونی وجود دو نفر که اقدام به شناسایی بیمار کنند، لازم است.

•          وقتی واکنش های همولیتیک تاخیری مد نظر است، بروز ABO-incompatible RBC transfusions بیشتر است.

•          یک intravascular hemolysis حتی با تزریق 10 میلی لیتر خون نیز می تواند رخ دهد. این رخداد که یکی از فاجعه آمیزترین واکنش های انتقال خون است اگر شایسته درمان شود، ندرتا منجر به مرگ بیمار می شود. در این موارد پیشگیری از نارسایی کلیه و اختلالات انعقادی (DIC) تعیین کننده است.

•          واکنش های همولیتیک انتقال خون که در آن ها نابودی خارج عروقی RBC اتفاق می افتد، کمتر جدی است. در این موارد آنتی بادی گیرنده RBC های انتقال یافته را می پوشاند اما فورا آن ها را همولیز نمی کند. نابودی در این موارد در RES رخ می دهد.

علائم و نشانه ها

•          حجم خون انتقال یافته، تعداد جایگاه های آنتی ژنی بر روی غشای RBC و فعالیت RES بر تبعات انتقال خون ناسازگار تاثیر دارد. از ویژگی های آنتی بادی، غلظت و توانایی آن در فعال کردن کمپلمان نیز دارای اهمیت هستند.

•          شایع ترین یافته بالینی در انتقال خون ناسازگار، تب است.

Table 55-7   -- Frequency and Signs and Symptoms of Hemolytic Transfusion Reactions in 40 Patients

Sign or Symptom

No. of Patients

Fever

19

Fever and chills

16

Chest pain

 6

Hypotension

 6

Nausea

 2

Flushing

 2

Dyspnea

 2

Hemoglobinuria

 1

 

 

 

 

 

 

  

 

•          علائم و نشانه های کلاسیک واکنش های همولیتیک انتقال خون لرز، تب، chest and flank pain و تهوع هستند که با بیهوشی پوشیده می شوند.

•          در طی بیهوشی چه بسا تنها علامت hemoglobinuria  تمایل به خونریزی یا افت فشار خون باشد.

•          Haptoglobin پروتئینی است که می تواند به ازای 100 میلی لیتر از پلاسما به حدود 100 میلی گرم از هموگلوبین متصل شود (مقدار هاپتوگلوبولین موجود در 100 میلی لیتر از پلاسما برای اتصال به 100 میلی گرم هموگلوبین کافی است!).

•          تزریق 50 میلی لیتر از خون ناسازگار می تواند از ظرفیت اتصال haptoglobin فراتر رود.

•          هموگبولین متصل به haptoglobin توسط RES (سیستم رتیکولواندوتلیال) از بدن زدوده می شود.

•          اگر plasma hemoglobin به 150 mg/dl برسد، hemoglobinuria رخ خواهد داد.

•          فعال شدن کمپلمان سبب آزادی موادی چون histamines  و  vasoactive amines می شود.

درمان

•          در موارد مشکوک لازم است نمونه های خون و ادرار به آزمایشگاه ارسال شود.

•          آزمون های آزمایشگاهی در راستای ردیابی هموگلوبین انجام می شوند که شامل direct antiglobulin test, repeat compatibility testing, repeat other serologic tests (i.e., ABO and Rh), and analysis of urine for hemoglobinuria هستند.

•          آسیب کلیوی که در اینجا رخ می دهد چه بسا از ته نشینی هموگلوبین در شکل acid hematin در distal tubule و انسداد مکانیکی آن ناشی شود.

•          اندازه ته نشینی یاد شده با حجم جریان ادرار و pH آن رابطه عکس دارد.

•          تاکید اول در درمان تداوم برون ده ادراری بیش از 75 mL/hr است.

•          در ابتدا از 12.5 to 50 g of mannitol استفاده می شود و با استفاده از محلول LR حفظ CVP بین 10 and 15 cm H2O مورد نظر است. اگر این روش موفقیتی در پی نداشته باشد می توان از افزایش دوز مانیتول یا استفاده از دیورتیک قوی تری چون furosemide که جریان خون renal cortex را افزایش می دهد، کمک گرفت.

•          ارزش قلیایی کردن ادرار برای جلوگیری از ته نشینی acid hematin در DCT مورد اختلاف نظر است اما به دلیل سادگی توصیه می شود.

•          وقوع DIC با واکنش های همولیتیک انتقال خون شایع است چرا که erythrocytin توسط RBC stroma رها می شود و intrinsic system انعقاد را فعال می گرداند.

•          افت فشار خون طی واکنش های همولیتیک انتقال خون می تواند از فعال شدن سیستم kallikrein ناشی شود.

•          با تبدیل plasma kininogen به bradykinin که یک متسع کننده عروقی قوی است، افت فشار خون می تواند دیده شود.

 Table 55-8   -- Steps in the Treatment of a Hemolytic Transfusion Reaction

  

1.   

STOP THE TRANSFUSION.

  

2.   

Maintain the urine output at a minimum of 75 to 100 mL/hr by the following methods:

  

a.   

Generously administer fluids intravenously and possibly mannitol (12.5 to 50 g, given over 5 to 15 minutes).

  

b.   

If intravenously administered fluids and mannitol are ineffective, administer furosemide (20 to 40 mg) intravenously.

  

3.   

Alkalinize the urine; because bicarbonate is preferentially excreted in the urine, only 40 to 70 mEq of sodium bicarbonate per 70 kg of body weight is usually required to raise the urine pH to 8, whereupon repeat urine pH determinations indicate the need for additional bicarbonate.

  

4.   

Assay urine and plasma hemoglobin concentrations.

  

5.   

Determine platelet count, partial thromboplastin time, and serum fibrinogen level.

  

6.   

Return unused blood to blood bank for repeat crossmatch.

  

7.   

Send patient's blood and urine sample to blood bank for examination.

  

8.   

Prevent hypotension to ensure adequate renal blood flow.

 

•          یک روش دیگر برای درمان موارد شدید واکنش های همولیتیک ناشی از انتقال خون چه بسا استفاده از extracorporeal circuit باشد.

•          هر hemoglobinuria  یا  hemolysis را باید hemolytic transfusion reaction در نظر گرفت تا خلاف آن ثابت شود.

Trigger

مقدمه

برای تمام کسانی که با ونتیلاتور کار می‌کنند، تنظیم کردن تریگر همیشه یک چالش پیچیده بوده است. متأسفانه در بسیاری از مواقع کاربران ونتیلاتور بدون توجه به شرایط بیمار یا چگونگی کارکرد آن در دستگاههای مختلف، از روتین بخش پیروی کرده و عدد ثابتی را برای همه بیماران تنظیم می‌کنند.

ما در این نوشته تلاش خواهیم کرد تا به طور مختصر دربارۀ تریگر و نحوۀ تنظیم آن شرح دهیم. انتظار می‌رود خواننده در انتها درک درستی از چگونگی کارکرد تریگر و تأثیر آن بر تهویه ریوی داشته باشد.

تعریف

تنظیم تریگر مشخص می­کند که میزان تلاش تنفسی بیمار به چه میزان باشد تا اینکه ونتیلاتور آن را تشخیص داده و فاز دم را آغاز نماید.

Trigger Sensitivity را می­توان هم به صورت حساسیت نسبت به تغییر حجم یا جریان(Flow Triggering) و هم به صورت حساسیت نسبت به تغییر فشار (Pressure Triggering) تنظیم کرد.

البته ترجیحاً بهتر است این پارامتر به صورت Flow Triggering تنظیم شود، زیرا در این حالت بیمار برای تحریک ونتیلاتور به تلاش کمتری نیاز دارد.

 

مکانیسم کارکرد

Flow Triggerونتیلاتور در حین بازدم، بطور دائمی جریانی را در اختیار راه هوایی بیمار قرار می دهد. این جریان دائمی را Bias Flowمی‌نامند این جریان در مسیر دمی و بازدمی اندازه­گیری می­شود.

untitled

زمانی که بیمار شروع به انجام دم می‌کند مقداری از جریان Bias Flow را به درون ریه خود می‌کشد (Flow Robbing). در نتیجه جریان بازگشتی به دستگاه در مسیر بازدم را کاهش می‌دهد. وقتی که تفاضل جریان دمی و بازدمی معادل مقدار تنظیم شده برای Flow trigger level باشد، دستگاه دم جدید را به بیمار تحویل میدهد (دریچۀ دمی باز میشود).

در همه ونتیلاتورها (به جز ونتیلاتورهای Servo از کمپانی MAQUET) کاربر می‌تواند Flow trigger را به صورت مقدار جریانی که بیمار در Bias flow کاهش می‌دهد تنظیم نماید. ولی در ونتیلاتورهای Servo تریگر به صورت عدد تنظیم می‌شود که در واقع این اعداد درصد تفاضلجریان دمی و بازدمی است که اگر بیمار بتواند این تفاضل را ایجاد نماید، ونتیلاتور جریان دمی را در اختیار بیمار قرار می‌دهد.

untitled.bmp

محدودۀ تنظیم تریگر در ونتیلاتورها متفاوت است. هر چه حداقل این محدوده عدد کوچکتری باشد نشان از حساسیت بالای دستگاه دارد و نمایانگر این است که ونتیلاتور تلاشهای تنفسی کوچکتری را می‌تواند تشخیص دهد.

Pressure Triggering: در این نوع تریگر بیمار برای دریافت جریان از ونتیلاتور، باید با انجام دم، فشار راه هوایی را به اندازه ای پایین آورد که کاربر تنظیم کرده است. مبنای محاسبات، سطح PEEP است. به طور مثال اگر کاربر تریگر فشار را روی 3 تنظیم نموده باشد، بیمار برای دریافت جریان باید با دم خود فشار راه هوایی را به اندازه 3 سانتیمتر زیر سطح PEEP پایین بیاورد.

روش تنظیم تریگر

اصل اول برای تنظیم تریگر توجه به استراتژی‌ای است که برای بیمار در نظر گرفته‌اید. گاهی شما تصمیم دارید تا تمام یا بخشی از تنفسهای بیمار را سرکوب کنید. در غیر اینصورت، تریگر باید در سطحی تنظیم شود که بیمار شما به راحتی نفس بکشد بدون اینکه دستگاه دچار self triggering شود.

توجه به بالین بیمار بهترین راهنما برای تنظیم تریگر است.

هرگاه تریگر را طوری تنظیم کرده باشید که بیمار برای تنفس باید تلاش زیادی انجام دهد، می‌توانید در بالین بیمار ببینید که بیمار از عضلات فرعی تنفس مثل عضلات بین دنده ای یا گردنی برای تحریک ونتیلاتور استفاده می‌کند. در این موارد به دلیل ناتوانی عضله اصلی تنفس (دیافراگم) در تحریک ونتیلاتور، بیمار عادت می‌کند که با عضلات فرعی اش انرژی کافی برای تحریک ونتیلاتور را فراهم نموده و پس از آن ونتیلاتور کار دم را برایش انجام می‌دهد. نتیجه این پروسه تضعیف دیافراگم به دلیل عدم فعالیت خواهد بود. این عضله پس از جدا کردن ونتیلاتور قادر نخواهد بود به تنهایی عمل تنفس را انجام دهد و بیمار مجبور به استفاده از عضلات فرعی تنفس برای نفس کشیدن خواهد بود. به همین دلیل پس از مدتی بیمار دچار خستگی این عضلات و دیسترس تنفسی خواهد شد.

اما اگر تریگر روی عدد مناسبی تنظیم شده باشد، فعالیت دیافراگم خواهد توانست تا ونتیلاتور را تحریک نماید و بیمار نیازی به استفاده از سایر عضلات تنفسی نخواهد داشت.

عوامل مؤثر بر تریگر

نشتی: وجود نشتی در راههای هوایی موجب از دست رفتن Bias Flow و ایجاد Self triggering خواهد شد. این موضوع در نوزادان و اطفالی که لوله تراشه بدون کاف در آنها استفاده شده شایعتر است. در صورت تشخیص نشتی در راههای هوایی بلافاصله باید آنرا اصلاح کرد، در غیر اینصورت ونتیلاتور تنفسهای اضافه ای به بیمار خواهد داد که نتیجه تلاش وی نیست. در نوزادان و اطفال تحت تهویه مکانیکی، در صورت مشاهده تاکی پنه بلافاصله موضوع نشتی و Self triggering را بررسی نمایید. نشتی معمولا از اطراف لوله تراشه است که می‌تواند با اصلاح پوزیشن و تغییر میزان تورفتگی لوله آنرا اصلاح نمود. ولی اخیرا به دلیل استفاده از لوله های خرطومی بی کیفیت، نشتی می‌تواند از محل کانکشنهای این لوله ها نیز باشد. گاهی به دلیل پر شدن لوله تراشه از ترشحات، مقداری از بازدم به جای عبور از لوله تراشه، راه خود را از از اطراف لوله باز کرده و بیرون می‌رود. این موضوع نیز می‌تواند یکی دیگر از علل Self triggering باشد.

مطمئن ترین روش برای تشخیص Self triggering جدا کردن بیمار از ونتیلاتور و شمارش تنفسهای واقعی بیمار و مقایسه حدودی آن با تنفسهایی است که ونتیلاتور به بیمار می‌داده است.

Self triggering موجب افزایش کار تنفسی و هیپرونتیلاسیون بیمار و در نتیجه هیپوکپنی و آپنه خواهد شد.

در صورتی که تریگر درست تنظیم شده باشد، مکانیسمهای جبرانی تنفسی فیزیولوژیک خواهند توانست به موقع فعال شده و نسبت به برطرف کردن مشکل اقدام نمایند. به طور مثال در هنگام اسیدوز، ونتیلاتور می‌تواند با تاکی پنۀ فیزیولوژیک حاصل از تریگرهای بیمار، اسیدوز را برطرف نماید. ولی اگر تریگر درست تنظیم نشده باشد، ونتیلاتور تریگرهای بیمار را تشخیص نداده و نخواهد توانست با مکانیسمهای فیزیولوژیک هماهنگ گردد.

همینطور، در صورت self triggering ونتیلاتور می‌تواند با ایجاد تاکی پنه برای بیمار آلکالوز تنفسی و حتی آپنه ایجاد نماید.

استفاده از تریگر به عنوان شاخصۀ weaning

می‌توان از Pressure Trigger به عنوان یکی از (نه به تنهایی) شاخصه های تعیین زمان weaning استفاده نمود. کاربر می‌تواند با این پارامتر قدرت عضلات تنفسی بیمار را اندازه‌گیری نماید. نشانۀ کار عضلات تنفسی در دم، ایجاد فشار منفی می‌باشد. هر چه بیمار بتواند فشار منفی بیشتری با عضلاتش ایجاد نماید آمادگی بیشتری برای weaning خواهد داشت. این کاربرد می‌تواند در مواردی که کاربر به دنبال نشانه‌های رفع شلی عضلات (ناشی از بلاکرهای عصبی-عضلانی، آرام بخش ها و یا داروهای بیهوشی) می‌باشد، مورد استفاده قرار گیرد. استفاده از این روش در بیمارانی که وضعیت پایدار و مناسب همودینامیک و ریوی ندارند، توصیه نمی‌شود. به دلیل افزایش کار تنفسی در حین انجام این پروسه ، طول زمان استفاده از این مانور نباید بیش از 10-5 تنفس باشد. نظارت مستقیم پزشک ICU و مانیتورینگ مداوم همودینامیک ضروری است.

 

تریگر عصبی

علاوه بر تریگرهای پنوماتیک رایج، یعنی تریگر جریان و تریگر فشاری، نوع دیگری از تریگر را داریم که مکانیسم کاملاً متفاوتی با تریگرهای پنوماتیک دارد. این نوع از تریگر را به نام تریگر عصبی (Neural Triggering) شناخته می‌شود. این نوع از تریگر را فقط می‌توانید در ونتیلاتور Servo-i و در مد NAVA ببینید.

اطلاعات پایه: سیگنالی که موجب تحریک دیافراگم می­شود در واقع همان سیگنال خارج شده از مرکز کنترل تنفس در مغز است که تعداد و عمق تنفس را کنترل می­کند. هنگامی که شما مد NAVA استفاده می­کنید موج الکتریکی دیافراگم یا همان سیگنال Edi توسط کاتتر مخصوصی (کاتتر Edi) از طریق الکترودهای تعبیه شده در آن به دام انداخته می­شود. فعالیت الکتریکی دیافراگم پس از دریافت توسط الکترودها فیلتر و تقویت شده و به ونتیلاتور تحویل داده می­شود تا بر روی مانیتور دستگاه نمایش داده شده و همچنین برای مد NAVA استفاده گردد.

untitled7

در مد NAVA حمایت تنفسی متناسب و هماهنگ شده با سیگنال Edi به بیمار رسانده می­شود. به طور کلی NAVA از سیگنال Edi برای کنترل ونتیلاتور و حمایت تنفسی متناسب و هماهنگ با تلاش تنفسی بیمار استفاده می­کند و همچنین سیگنال Edi به عنوان یک پارامتر تنفسی بسیار سودمند کاربرد خواهد داشت.

سیگنال Edi با سرعت 5/62 بار در ثانیه در مقیاس میکروولت اندازه­گیری می­شود.

مکانیسم تریگر در مد NAVA: ونتیلاتور برای تشخیص آغاز تنفس بیمار از موج الکتریکی Edi استفاده می‌کند. همانطور که در تصویر بالا مشاهده می‌کنید، به محض شروع تنفس مقدار جریان الکتریکی دیافراگم افزایش می‌یابد. ونتیلاتور پس از رسیدن موج الکتریکی دیافراگم به حد معینی، که کاربر تنظیم می‌کند، جریان دمی را آغاز خواهد کرد.

مزیت این نوع از تریگر، دقت و سرعت تشخیص فوق العاده بالای آن می‌باشد. در این نوع تریگر، فاصله زمانی‌ که بین آغاز حرکت دیافراگم تا تشخیص تریگر پنوماتیک وجود دارد حذف شده است. شکل زیر به همین موضوع اشاره دارد.

s05-1 Neuro vent background

 

با سپاس از دوست خوبم آقای پوراحدی.

اصلاح بفرمایید!

خوانندگان عزیز رموز!

سلام

در صفحه 1447 جلد سوم دومین نکته "روز" به اشتباه "سال" ترجمه شده است؛ بنابر این لطفا این نکته را به این ترتیب اصلاح فرمایید که

"بیشتر موارد ICH در فاصله زمانی 5-1 روز پس از عمل رخ می دهند و ..."

سپاس

خسته نباشید!

دوستان عزیز دستیار

ضمن عرض خسته نباشید برای اولین آزمون سال تحصیلی جدید و آرزوی موفقیت در آزمون های آتی به ویژه آزمون مهم، یگانه و تکرارنشدنی زندگی، طی روزهای تعطیل پیش رو برای شما اوقات خوش و سرشار از زندگی بی دغدغه آرزومندم.

لازم است به اطلاع آن گروه از همکاران عزیزی که در انتظار جلد چهارم کتاب رموز هستند برسانم که دقایقی قبل بازبینی نهایی این جلد به اتمام رسید و برای ناشر محترم ارسال شد تا ان شاالله طی روزهای آتی آن را در اختیار شما قرار دهند.

تکمیل شدن دوره چهارجلدی این کتاب، برداشته شدن تسهیلات پیشین را به همراه داشت که موجب افزایش قیمت نهایی به 193 هزار تومان گردید. اما همچنان انتشارات فخیمه تیمورزاده برای رفاه حال خوانندگان این کتاب را با بیشترین تخفیف به قیمت 143 هزار تومان به فروش می رساند.

زین پس برای تهیه کتاب از طریق ناشر به سایت مراجعه و خریداری نمایید.


برای رفع خستگی شما، گرافی و CT بیمار Post-Pneumonectomy البته بدون شرح اداره بیهوشی که موجب خستگی شما شود، تقدیم می گردد؛

 

 

خوب و خوش باشید.

زایمان بی درد؛ اما و اگر ها!

امروز دومین کارگاه آموزشی برگزار شد؛ آن هم به فاصله یک روز از کارگاه اول یعنی کارگاه CPR بعنوان ادای دین هر متخصص بیهوشی تازه وارد در این شهر! در این کارگاه بنابر اظهار تمایل همکاران محترم ماما به منظور افزایش دانسته هایشان در مورد زایمان بی درد، انواع روش های رایج و غیررایج painless labor معرفی و در مورد مزایا و معایب آن ها بحث شد.

دوستانی که در شهرهای کوچک مشغول فعالیت هستند می دانند که این فیلد یکی از مواردی است که در صورت اداره حساب شده علاوه بر انتفاع بیماران از نظر سلامت و رفاه، می توانند برای سیستم درمانی و پزشکان درآمدزائی مناسبی در پی داشته باشد. اما همچنان که در سایر جنبه های زندگی حرفه ای و اجتماعی ما متداول شده است، حرف های ناامیدانه و توام با یاس سبب می شود بیشتر همکاران در همان ابتدا و قبل از هرگونه اقدام عملی عطایش را به لقایش ببخشند و عقب نشینی کنند!

گذری اجمالی بر تاریخچه زایمان بی درد نه تنها در ایران که در دنیا نشان می دهد که پیش بردن چنین خدمات رفاه طلبانه ای! همواره نیاز به پیگیری و جدیت ارائه دهندگان خدمت داشته است؛ برای سختی کار همین بس که بدانید در قرون وسطي درد زائو را ادامه كفاره گناهي مي‌دانستند كه «آدم و حوا» با خوردن ميوه گياه نهي شده مرتكب گرديده بودند. بر اساس نوشته‌هاي موجود (Brann, 1995) در سال 1591 ميلادي در شهر ادينبورگ اسكاتلند يك ماما بنام Eufame Mac- Layne در جريان زايمان با دادن يك مسكن به زائو كوشش كرد از درد و ناراحتي او بكاهد كه اينكار شديداً خشم مقامات كليسا را برانگيخت و آنرا نشانه‌اي از «مخالفت با قوانين آسماني، و زير پا نهادن مقررات پادشاهي» دانستند و ماماي نگون بخت را بعنوان جادوگر زنده زنده در تابه‌اي سوزاندند. (1)  

اما قطعا پیشرفت علم منتظر اجازه مقامات و راهبان خشک مغز نشده و نمی شود؛ آنچنانکه چندی بعدتر ملکه ویکتوریا فرزندان هشتم و نهم خود را با سایکوپروفیلاکسی به دنیا آورد تا درد کمتری را متحمل شود.

همین سال های اخیر هم بود که سالی Global Year Against Pain in Women نام گرفت. (2)

در ابتداي قرن بيست و يكم سازمان بهداشت جهانی با بررسي فراوان به اين نتيجه رسيد كه بهتر است بيمارستان ها و زايشگاه ها خود را به استاندارد بين‌المللي بيمارستان دوستدار مادر و كودك نزديك سازند. در بيمارستان دوستدار كودك تمركز بر روي ترويج شير مادر و در بيمارستان دوستدار مادر توجه به حفظ صيانت و عزت نفس زائو و ترويج رفاه مادر قرار دارد. پرهيز از اعمال غير ضروری همچون انما، سونداژ، رگ گرفتن و توصيه به تسكين درد زايمان به كمك روش هايي غير از داروهاي بيحس كننده و مسكن در پروتكل بيمارستان دوستدار مادر گنجانده شده است.

به هر حال به نظر می رسد که قرار است در آینده حرفه ای متخصصین بیهوشی گشایشی شود و از قاب های محدود قبلی فراتر برویم، کسی غیر از خودمان به گشودن پنجره های نو توانا نیست؛ اما همیشه کار نو کردن اراده می خواهد و همت؛ آنچنانکه در همین مدت کوتاه فارغ التحصیلی این اراده و همت را در همکار خوبمان خانم دکتر حیدری فرزان دیدم و می بینم که تقریبا از صفر شروع کرد و با جدیت ادامه خواهد داد، ان شاالله. 

1- نوشتار تاریخچه زایمان بی درد؛ سایت شخصی دکتر علی عموشاهی

2- مجموعه اسلایدهای دکتر علیرضا سلیمی در زایمان بی درد


از خاطرات بلوچستان!

دیروز هم از آن روزهای خاطره انگیز طرح شد؛

ابتدای کار در بیمارستان زنان با دعوت! برای بیهوشی مادر جوانی آغاز شد که در بار پنجم زایمان به دلیل پره اکلامپسی شدید کاندید ختم بارداری بود. درمان مادر باردار بنابر پروتکل های رایج بخش زنان با سولفات منیزیم آغاز شده بود اما مادر در بدو ورود به اتاق عمل قدری هیپوتون به نظر می رسید. با بررسی بیشتر و خواستن آزمایشاتی که معمولا رویت نمی شوند، کراتین 3.4 همراه با BUN= 60 برای بیمار محرز شد و با شک به هیپرمنیزیمی با وجود فقدان کیت سنجش تراز پلاسمایی این الکترولیت، درمان تجربی با انفوزیون گلوکونات کلسیم 10% ضمن پایش HR و BP انجام پذیرفت تا بهتر شدن وضعیت تکلم و تنفس و رفلکس های بیمار شاهد دیگری باشد بر تشخیص احتمالی. عدم استفاده از شل کننده غیردپولاریزان هم که معرف حضور همه دوستان هست و جالب تر دوره طول کشیده شلی ناشی از ساکس که در این بیمار تا دو ساعت به درازا کشید و نهایتا با اطمینان از TOF مناسب با بلندکردن سر برای 5 ثانیه و ... اکستوباسیون انجام و بیمار روانه ICU شد تا K گلوبال چشمگیر 14.4 به رقم معقول تری ارتقا یابد!

از بیمار دوم با وزن حدود 150 کیلوگرم و قد کوتاه تر از 160 سانتی متر و spinal anesthesia به دلیل NPO نبودن مادر و انتخاب پوزیشن لترال به دلیل کمر درد ناشی از سی امین انستزی اسپاینال ظرف سی ساعت گذشته که بگذریم که خود تجربه ای بود در استفاده از سوزن شماره 23 و لیدوکائین 5% !!! حسن ختام همین یک فقره سه گانه آغازین دکولمان حادی بود که در پی تلاش برای انجام NVD گریبان مادر باردار دچار sever TS با یک large secondum ASD و RV overload را گرفته بود که خوشبختانه با اتومیدات و پایش مستمر ختم به خیر شد. 

در مورد همین بیمار اخیر یادآوری این نکته خالی از لطف نیست که معمولا TS با TR همراه می شود و اصلا همین TR است که RV overload را در پی دارد (که نمی دانم چرا در گزارش اکوکاردیوگرافی وجود نداشت و اشاره ای هم به ابعاد RV نشده بود!)؛ به هر حال و با توجه به آنچه می توانست میزان این برهم ریختگی ها را افزایش دهد (من جمله نیتروس) طبق توصیه های اساتید در کلاس های واقعا آموزنده دوشنبه تلاش کردم همودینامیک بیمار را نزدیک وضعیت موجود قبل از القاء بیهوشی حفظ کنم و به عبارتی کاری به کارش نداشته باشم تا کاری به کارم نداشته باشد! هرچند رهایی مدیاتورهای همیشه مزاحم ضمن خروج جفت من و بیمار را از یک BP surge بی نصیب نگذاشت تا قدری هم به استفاده از اتومیدات شک کنم!

و البته سرانجام همین شد که یک ICU خالی ویژه HRP یا همان بارداری های پرخطر از حالت تعطیل درآمد و سرافرازانه دارای سه بیمار شد تا روز بعد در بازدید واحد نظارت بر درمان خیلی هم شرایط خوشگذرانی پرستارانش مترتب نشود!