پاسخنامه تشریحی آزمون بورد 92؛ به سبک جدید!

    کار نگارش پاسخنامه آزمون بورد 92 به روزهای پایانی خود نزدیک می شود؛ هرچند کار صفحه آرائی و مقدمات چاپ و ... خود زمان بیشتری خواهد برد، اما از هم اکنون از شما دعوت می کنم برای دسترسی به سوالات آزمون سال قبل خرید این کتاب را در برنامه های خود قرار دهید.

ان شاالله قرار است عواید مادی این اثر (حق التالیف) به درمان بیماران نیازمند بخش تازه تاسیس مراقبت های ویژه اطفال بیمارستانی که در آن مشغول به کار هستم اختصاص یابد. بنابر این از هیچ تلاشی برای زودتر آماده شدن کتاب و نیز فروش بیشتر آن کوتاهی نخواهم کرد؛ ان شاالله!

در ضمن جلد چهارم رموز هم آماده شد؛ دوستان طی روزهای آتی نسخه خود را از آقای دکتر شفیعی دریافت نمایند.

و البته من همچنان منتظر نظرات ارزشمند شما بزرگواران هستم که هم در متمم این مجموعه پس از ارائه ویراست هشتم از سوی ناشر اصلی "بیهوشی میلر" آورده شود و هم در برنامه های آتی سرلوحه کارهایم قرار گیرد.

کلاس 5 شنبه

با سلام و ارادت!

کلاس کتابخوانی فردا از ساعت 8 صبح با بازخوانی فصل 44 میلر توسط استاد فرزانه جناب آقای دکتر مهدوی، در کلاس 6 دانشکده برگزار می شود.

برای یادآوری! (از کتاب رموز امتحانی بیهوشی)

    در مورد واکنش های همولیتیک ناشی از انتقال خون به نکات ذیل توجه فرمایید؛

•          شایع ترین دلیل مرگ و میر ناشی از انتقال خون، TRALI است.

•          در میان مرگ های ناشی از واکنش های همولیتیک حاد، موارد ناشی از ناسازگاری ABO از همه شایع تر بوده اند.

•          اشتباهات منجر به ناسازگاری ABO در بیشتر موارد پس از ارسال توسط بانک خون رخ داده است.

•          پیش از دادن یک فرآورده خونی وجود دو نفر که اقدام به شناسایی بیمار کنند، لازم است.

•          وقتی واکنش های همولیتیک تاخیری مد نظر است، بروز ABO-incompatible RBC transfusions بیشتر است.

•          یک intravascular hemolysis حتی با تزریق 10 میلی لیتر خون نیز می تواند رخ دهد. این رخداد که یکی از فاجعه آمیزترین واکنش های انتقال خون است اگر شایسته درمان شود، ندرتا منجر به مرگ بیمار می شود. در این موارد پیشگیری از نارسایی کلیه و اختلالات انعقادی (DIC) تعیین کننده است.

•          واکنش های همولیتیک انتقال خون که در آن ها نابودی خارج عروقی RBC اتفاق می افتد، کمتر جدی است. در این موارد آنتی بادی گیرنده RBC های انتقال یافته را می پوشاند اما فورا آن ها را همولیز نمی کند. نابودی در این موارد در RES رخ می دهد.

علائم و نشانه ها

•          حجم خون انتقال یافته، تعداد جایگاه های آنتی ژنی بر روی غشای RBC و فعالیت RES بر تبعات انتقال خون ناسازگار تاثیر دارد. از ویژگی های آنتی بادی، غلظت و توانایی آن در فعال کردن کمپلمان نیز دارای اهمیت هستند.

•          شایع ترین یافته بالینی در انتقال خون ناسازگار، تب است.

Table 55-7   -- Frequency and Signs and Symptoms of Hemolytic Transfusion Reactions in 40 Patients

Sign or Symptom

No. of Patients

Fever

19

Fever and chills

16

Chest pain

 6

Hypotension

 6

Nausea

 2

Flushing

 2

Dyspnea

 2

Hemoglobinuria

 1

 

 

 

 

 

 

  

 

•          علائم و نشانه های کلاسیک واکنش های همولیتیک انتقال خون لرز، تب، chest and flank pain و تهوع هستند که با بیهوشی پوشیده می شوند.

•          در طی بیهوشی چه بسا تنها علامت hemoglobinuria  تمایل به خونریزی یا افت فشار خون باشد.

•          Haptoglobin پروتئینی است که می تواند به ازای 100 میلی لیتر از پلاسما به حدود 100 میلی گرم از هموگلوبین متصل شود (مقدار هاپتوگلوبولین موجود در 100 میلی لیتر از پلاسما برای اتصال به 100 میلی گرم هموگلوبین کافی است!).

•          تزریق 50 میلی لیتر از خون ناسازگار می تواند از ظرفیت اتصال haptoglobin فراتر رود.

•          هموگبولین متصل به haptoglobin توسط RES (سیستم رتیکولواندوتلیال) از بدن زدوده می شود.

•          اگر plasma hemoglobin به 150 mg/dl برسد، hemoglobinuria رخ خواهد داد.

•          فعال شدن کمپلمان سبب آزادی موادی چون histamines  و  vasoactive amines می شود.

درمان

•          در موارد مشکوک لازم است نمونه های خون و ادرار به آزمایشگاه ارسال شود.

•          آزمون های آزمایشگاهی در راستای ردیابی هموگلوبین انجام می شوند که شامل direct antiglobulin test, repeat compatibility testing, repeat other serologic tests (i.e., ABO and Rh), and analysis of urine for hemoglobinuria هستند.

•          آسیب کلیوی که در اینجا رخ می دهد چه بسا از ته نشینی هموگلوبین در شکل acid hematin در distal tubule و انسداد مکانیکی آن ناشی شود.

•          اندازه ته نشینی یاد شده با حجم جریان ادرار و pH آن رابطه عکس دارد.

•          تاکید اول در درمان تداوم برون ده ادراری بیش از 75 mL/hr است.

•          در ابتدا از 12.5 to 50 g of mannitol استفاده می شود و با استفاده از محلول LR حفظ CVP بین 10 and 15 cm H2O مورد نظر است. اگر این روش موفقیتی در پی نداشته باشد می توان از افزایش دوز مانیتول یا استفاده از دیورتیک قوی تری چون furosemide که جریان خون renal cortex را افزایش می دهد، کمک گرفت.

•          ارزش قلیایی کردن ادرار برای جلوگیری از ته نشینی acid hematin در DCT مورد اختلاف نظر است اما به دلیل سادگی توصیه می شود.

•          وقوع DIC با واکنش های همولیتیک انتقال خون شایع است چرا که erythrocytin توسط RBC stroma رها می شود و intrinsic system انعقاد را فعال می گرداند.

•          افت فشار خون طی واکنش های همولیتیک انتقال خون می تواند از فعال شدن سیستم kallikrein ناشی شود.

•          با تبدیل plasma kininogen به bradykinin که یک متسع کننده عروقی قوی است، افت فشار خون می تواند دیده شود.

 Table 55-8   -- Steps in the Treatment of a Hemolytic Transfusion Reaction

  

1.   

STOP THE TRANSFUSION.

  

2.   

Maintain the urine output at a minimum of 75 to 100 mL/hr by the following methods:

  

a.   

Generously administer fluids intravenously and possibly mannitol (12.5 to 50 g, given over 5 to 15 minutes).

  

b.   

If intravenously administered fluids and mannitol are ineffective, administer furosemide (20 to 40 mg) intravenously.

  

3.   

Alkalinize the urine; because bicarbonate is preferentially excreted in the urine, only 40 to 70 mEq of sodium bicarbonate per 70 kg of body weight is usually required to raise the urine pH to 8, whereupon repeat urine pH determinations indicate the need for additional bicarbonate.

  

4.   

Assay urine and plasma hemoglobin concentrations.

  

5.   

Determine platelet count, partial thromboplastin time, and serum fibrinogen level.

  

6.   

Return unused blood to blood bank for repeat crossmatch.

  

7.   

Send patient's blood and urine sample to blood bank for examination.

  

8.   

Prevent hypotension to ensure adequate renal blood flow.

 

•          یک روش دیگر برای درمان موارد شدید واکنش های همولیتیک ناشی از انتقال خون چه بسا استفاده از extracorporeal circuit باشد.

•          هر hemoglobinuria  یا  hemolysis را باید hemolytic transfusion reaction در نظر گرفت تا خلاف آن ثابت شود.

کلاس  دوشنبه 10/30

با سلام و ارادت!

برنامه کلاس از ساعت 15 با ارائه مقاله ای با عنوان failed spinal anesthesia :mechanisms,management and prevention از مجله BJA 2009 توسط خانم دکتر موفقی شروع شده و در ادامه خانم دکتر سلطانی به بیان مدیریت بیهوشی در فردی با آنوریسم آئورت شکمی می پردازند.

Trigger

مقدمه

برای تمام کسانی که با ونتیلاتور کار می‌کنند، تنظیم کردن تریگر همیشه یک چالش پیچیده بوده است. متأسفانه در بسیاری از مواقع کاربران ونتیلاتور بدون توجه به شرایط بیمار یا چگونگی کارکرد آن در دستگاههای مختلف، از روتین بخش پیروی کرده و عدد ثابتی را برای همه بیماران تنظیم می‌کنند.

ما در این نوشته تلاش خواهیم کرد تا به طور مختصر دربارۀ تریگر و نحوۀ تنظیم آن شرح دهیم. انتظار می‌رود خواننده در انتها درک درستی از چگونگی کارکرد تریگر و تأثیر آن بر تهویه ریوی داشته باشد.

تعریف

تنظیم تریگر مشخص می­کند که میزان تلاش تنفسی بیمار به چه میزان باشد تا اینکه ونتیلاتور آن را تشخیص داده و فاز دم را آغاز نماید.

Trigger Sensitivity را می­توان هم به صورت حساسیت نسبت به تغییر حجم یا جریان(Flow Triggering) و هم به صورت حساسیت نسبت به تغییر فشار (Pressure Triggering) تنظیم کرد.

البته ترجیحاً بهتر است این پارامتر به صورت Flow Triggering تنظیم شود، زیرا در این حالت بیمار برای تحریک ونتیلاتور به تلاش کمتری نیاز دارد.

 

مکانیسم کارکرد

Flow Triggerونتیلاتور در حین بازدم، بطور دائمی جریانی را در اختیار راه هوایی بیمار قرار می دهد. این جریان دائمی را Bias Flowمی‌نامند این جریان در مسیر دمی و بازدمی اندازه­گیری می­شود.

untitled

زمانی که بیمار شروع به انجام دم می‌کند مقداری از جریان Bias Flow را به درون ریه خود می‌کشد (Flow Robbing). در نتیجه جریان بازگشتی به دستگاه در مسیر بازدم را کاهش می‌دهد. وقتی که تفاضل جریان دمی و بازدمی معادل مقدار تنظیم شده برای Flow trigger level باشد، دستگاه دم جدید را به بیمار تحویل میدهد (دریچۀ دمی باز میشود).

در همه ونتیلاتورها (به جز ونتیلاتورهای Servo از کمپانی MAQUET) کاربر می‌تواند Flow trigger را به صورت مقدار جریانی که بیمار در Bias flow کاهش می‌دهد تنظیم نماید. ولی در ونتیلاتورهای Servo تریگر به صورت عدد تنظیم می‌شود که در واقع این اعداد درصد تفاضلجریان دمی و بازدمی است که اگر بیمار بتواند این تفاضل را ایجاد نماید، ونتیلاتور جریان دمی را در اختیار بیمار قرار می‌دهد.

untitled.bmp

محدودۀ تنظیم تریگر در ونتیلاتورها متفاوت است. هر چه حداقل این محدوده عدد کوچکتری باشد نشان از حساسیت بالای دستگاه دارد و نمایانگر این است که ونتیلاتور تلاشهای تنفسی کوچکتری را می‌تواند تشخیص دهد.

Pressure Triggering: در این نوع تریگر بیمار برای دریافت جریان از ونتیلاتور، باید با انجام دم، فشار راه هوایی را به اندازه ای پایین آورد که کاربر تنظیم کرده است. مبنای محاسبات، سطح PEEP است. به طور مثال اگر کاربر تریگر فشار را روی 3 تنظیم نموده باشد، بیمار برای دریافت جریان باید با دم خود فشار راه هوایی را به اندازه 3 سانتیمتر زیر سطح PEEP پایین بیاورد.

روش تنظیم تریگر

اصل اول برای تنظیم تریگر توجه به استراتژی‌ای است که برای بیمار در نظر گرفته‌اید. گاهی شما تصمیم دارید تا تمام یا بخشی از تنفسهای بیمار را سرکوب کنید. در غیر اینصورت، تریگر باید در سطحی تنظیم شود که بیمار شما به راحتی نفس بکشد بدون اینکه دستگاه دچار self triggering شود.

توجه به بالین بیمار بهترین راهنما برای تنظیم تریگر است.

هرگاه تریگر را طوری تنظیم کرده باشید که بیمار برای تنفس باید تلاش زیادی انجام دهد، می‌توانید در بالین بیمار ببینید که بیمار از عضلات فرعی تنفس مثل عضلات بین دنده ای یا گردنی برای تحریک ونتیلاتور استفاده می‌کند. در این موارد به دلیل ناتوانی عضله اصلی تنفس (دیافراگم) در تحریک ونتیلاتور، بیمار عادت می‌کند که با عضلات فرعی اش انرژی کافی برای تحریک ونتیلاتور را فراهم نموده و پس از آن ونتیلاتور کار دم را برایش انجام می‌دهد. نتیجه این پروسه تضعیف دیافراگم به دلیل عدم فعالیت خواهد بود. این عضله پس از جدا کردن ونتیلاتور قادر نخواهد بود به تنهایی عمل تنفس را انجام دهد و بیمار مجبور به استفاده از عضلات فرعی تنفس برای نفس کشیدن خواهد بود. به همین دلیل پس از مدتی بیمار دچار خستگی این عضلات و دیسترس تنفسی خواهد شد.

اما اگر تریگر روی عدد مناسبی تنظیم شده باشد، فعالیت دیافراگم خواهد توانست تا ونتیلاتور را تحریک نماید و بیمار نیازی به استفاده از سایر عضلات تنفسی نخواهد داشت.

عوامل مؤثر بر تریگر

نشتی: وجود نشتی در راههای هوایی موجب از دست رفتن Bias Flow و ایجاد Self triggering خواهد شد. این موضوع در نوزادان و اطفالی که لوله تراشه بدون کاف در آنها استفاده شده شایعتر است. در صورت تشخیص نشتی در راههای هوایی بلافاصله باید آنرا اصلاح کرد، در غیر اینصورت ونتیلاتور تنفسهای اضافه ای به بیمار خواهد داد که نتیجه تلاش وی نیست. در نوزادان و اطفال تحت تهویه مکانیکی، در صورت مشاهده تاکی پنه بلافاصله موضوع نشتی و Self triggering را بررسی نمایید. نشتی معمولا از اطراف لوله تراشه است که می‌تواند با اصلاح پوزیشن و تغییر میزان تورفتگی لوله آنرا اصلاح نمود. ولی اخیرا به دلیل استفاده از لوله های خرطومی بی کیفیت، نشتی می‌تواند از محل کانکشنهای این لوله ها نیز باشد. گاهی به دلیل پر شدن لوله تراشه از ترشحات، مقداری از بازدم به جای عبور از لوله تراشه، راه خود را از از اطراف لوله باز کرده و بیرون می‌رود. این موضوع نیز می‌تواند یکی دیگر از علل Self triggering باشد.

مطمئن ترین روش برای تشخیص Self triggering جدا کردن بیمار از ونتیلاتور و شمارش تنفسهای واقعی بیمار و مقایسه حدودی آن با تنفسهایی است که ونتیلاتور به بیمار می‌داده است.

Self triggering موجب افزایش کار تنفسی و هیپرونتیلاسیون بیمار و در نتیجه هیپوکپنی و آپنه خواهد شد.

در صورتی که تریگر درست تنظیم شده باشد، مکانیسمهای جبرانی تنفسی فیزیولوژیک خواهند توانست به موقع فعال شده و نسبت به برطرف کردن مشکل اقدام نمایند. به طور مثال در هنگام اسیدوز، ونتیلاتور می‌تواند با تاکی پنۀ فیزیولوژیک حاصل از تریگرهای بیمار، اسیدوز را برطرف نماید. ولی اگر تریگر درست تنظیم نشده باشد، ونتیلاتور تریگرهای بیمار را تشخیص نداده و نخواهد توانست با مکانیسمهای فیزیولوژیک هماهنگ گردد.

همینطور، در صورت self triggering ونتیلاتور می‌تواند با ایجاد تاکی پنه برای بیمار آلکالوز تنفسی و حتی آپنه ایجاد نماید.

استفاده از تریگر به عنوان شاخصۀ weaning

می‌توان از Pressure Trigger به عنوان یکی از (نه به تنهایی) شاخصه های تعیین زمان weaning استفاده نمود. کاربر می‌تواند با این پارامتر قدرت عضلات تنفسی بیمار را اندازه‌گیری نماید. نشانۀ کار عضلات تنفسی در دم، ایجاد فشار منفی می‌باشد. هر چه بیمار بتواند فشار منفی بیشتری با عضلاتش ایجاد نماید آمادگی بیشتری برای weaning خواهد داشت. این کاربرد می‌تواند در مواردی که کاربر به دنبال نشانه‌های رفع شلی عضلات (ناشی از بلاکرهای عصبی-عضلانی، آرام بخش ها و یا داروهای بیهوشی) می‌باشد، مورد استفاده قرار گیرد. استفاده از این روش در بیمارانی که وضعیت پایدار و مناسب همودینامیک و ریوی ندارند، توصیه نمی‌شود. به دلیل افزایش کار تنفسی در حین انجام این پروسه ، طول زمان استفاده از این مانور نباید بیش از 10-5 تنفس باشد. نظارت مستقیم پزشک ICU و مانیتورینگ مداوم همودینامیک ضروری است.

 

تریگر عصبی

علاوه بر تریگرهای پنوماتیک رایج، یعنی تریگر جریان و تریگر فشاری، نوع دیگری از تریگر را داریم که مکانیسم کاملاً متفاوتی با تریگرهای پنوماتیک دارد. این نوع از تریگر را به نام تریگر عصبی (Neural Triggering) شناخته می‌شود. این نوع از تریگر را فقط می‌توانید در ونتیلاتور Servo-i و در مد NAVA ببینید.

اطلاعات پایه: سیگنالی که موجب تحریک دیافراگم می­شود در واقع همان سیگنال خارج شده از مرکز کنترل تنفس در مغز است که تعداد و عمق تنفس را کنترل می­کند. هنگامی که شما مد NAVA استفاده می­کنید موج الکتریکی دیافراگم یا همان سیگنال Edi توسط کاتتر مخصوصی (کاتتر Edi) از طریق الکترودهای تعبیه شده در آن به دام انداخته می­شود. فعالیت الکتریکی دیافراگم پس از دریافت توسط الکترودها فیلتر و تقویت شده و به ونتیلاتور تحویل داده می­شود تا بر روی مانیتور دستگاه نمایش داده شده و همچنین برای مد NAVA استفاده گردد.

untitled7

در مد NAVA حمایت تنفسی متناسب و هماهنگ شده با سیگنال Edi به بیمار رسانده می­شود. به طور کلی NAVA از سیگنال Edi برای کنترل ونتیلاتور و حمایت تنفسی متناسب و هماهنگ با تلاش تنفسی بیمار استفاده می­کند و همچنین سیگنال Edi به عنوان یک پارامتر تنفسی بسیار سودمند کاربرد خواهد داشت.

سیگنال Edi با سرعت 5/62 بار در ثانیه در مقیاس میکروولت اندازه­گیری می­شود.

مکانیسم تریگر در مد NAVA: ونتیلاتور برای تشخیص آغاز تنفس بیمار از موج الکتریکی Edi استفاده می‌کند. همانطور که در تصویر بالا مشاهده می‌کنید، به محض شروع تنفس مقدار جریان الکتریکی دیافراگم افزایش می‌یابد. ونتیلاتور پس از رسیدن موج الکتریکی دیافراگم به حد معینی، که کاربر تنظیم می‌کند، جریان دمی را آغاز خواهد کرد.

مزیت این نوع از تریگر، دقت و سرعت تشخیص فوق العاده بالای آن می‌باشد. در این نوع تریگر، فاصله زمانی‌ که بین آغاز حرکت دیافراگم تا تشخیص تریگر پنوماتیک وجود دارد حذف شده است. شکل زیر به همین موضوع اشاره دارد.

s05-1 Neuro vent background

 

با سپاس از دوست خوبم آقای پوراحدی.

کلاس فردا کنسل شد.

با سلام و ارادت!

کلاس فردا تشکیل نمی شود.

لطفا اطلاع رسانی بفرمایید.

اصلاح بفرمایید!

خوانندگان عزیز رموز!

سلام

در صفحه 1447 جلد سوم دومین نکته "روز" به اشتباه "سال" ترجمه شده است؛ بنابر این لطفا این نکته را به این ترتیب اصلاح فرمایید که

"بیشتر موارد ICH در فاصله زمانی 5-1 روز پس از عمل رخ می دهند و ..."

سپاس

برنامه کلاس فردا

با سلام و ارادت!

کلاس فردا از ساعت 15 با ارائه مقاله آقای دکتر علیرضا ابراهیمی با موضوع gabapentin improves postcesarean delivery pain management از مجله A&A 2011 شروع شده و سپس آقای دکتر صلح پور به گزارش موردی از عوارض supraclavicular block می پردازند.

در انتظار کلید!

با سلام و ارادت!

ضمن عرض خدا قوت به تمامی دوستان عزیز دستیار و امید به موفقیت تمامی دوستان، با توجه به پیگیری جمع کثیری از دستیاران مبنی بر دسترسی به پاسخنامه امتحان، شایان ذکر است نظر به آماده نبودن پاسخ برخی از سوالات، انشا الله تا دو روز آینده با تکمیل شدن آن، پاسخنامه کامل در وبلاگ و سایت درج خواهد شد.

پس پیگیر باشید.....

خسته نباشید!

دوستان عزیز دستیار

ضمن عرض خسته نباشید برای اولین آزمون سال تحصیلی جدید و آرزوی موفقیت در آزمون های آتی به ویژه آزمون مهم، یگانه و تکرارنشدنی زندگی، طی روزهای تعطیل پیش رو برای شما اوقات خوش و سرشار از زندگی بی دغدغه آرزومندم.

لازم است به اطلاع آن گروه از همکاران عزیزی که در انتظار جلد چهارم کتاب رموز هستند برسانم که دقایقی قبل بازبینی نهایی این جلد به اتمام رسید و برای ناشر محترم ارسال شد تا ان شاالله طی روزهای آتی آن را در اختیار شما قرار دهند.

تکمیل شدن دوره چهارجلدی این کتاب، برداشته شدن تسهیلات پیشین را به همراه داشت که موجب افزایش قیمت نهایی به 193 هزار تومان گردید. اما همچنان انتشارات فخیمه تیمورزاده برای رفاه حال خوانندگان این کتاب را با بیشترین تخفیف به قیمت 143 هزار تومان به فروش می رساند.

زین پس برای تهیه کتاب از طریق ناشر به سایت مراجعه و خریداری نمایید.


برای رفع خستگی شما، گرافی و CT بیمار Post-Pneumonectomy البته بدون شرح اداره بیهوشی که موجب خستگی شما شود، تقدیم می گردد؛

 

 

خوب و خوش باشید.